شنبه ۱ آبان ۱۳۹۵ - ۰۲:۰۳

به بهانه اکران فیلم سیانور در سینماهای سراسر کشور

«سیانور» فیلمی کمیاب در سینمای ایران

سیانور

فیلم‌هایی نظیر «سیانور» از آن دست تولیداتی است که در سینمای ما کیمیا هستند، برای همین باید قدر چنین کارهایی را دانست و به هر نحو ممکن از آن حمایت کرد.

به گزارش قدس آنلاین به نقل از ایکنا؛ وقتی از سینمای انقلاب حرف می زنیم ناخودآگاه ذهن ما معطوف به دهه ۶۰ می شود که این دست آثار بسیار تولید می شد. فیلم های آن زمان که عموما کارهایی پروپاگاندا بودند سعی داشتند با قرار دادن خیر و شر در مقابل هم، جذابیت داستانی به وجود آورند. نکته جالب اینجاست که این قبیل تولیدات به دلیل فضای انقلابی حاکم بر آن دهه به شدت مورد پسند مردم بود. برای همین کارهایی این حوزه جز تولیدات پرفروش سینما محسوب می شدند.

اما با گذشت زمان و تغییر نسل و سلیقه، فیلم های انقلابی جایگاه خود را در سینما از دست دادند و شرایط به گونه ای شده که در دهه اخیر تقریبا هیچ فیلمی با این محوریت در سینما تولید نشده است! البته وضعیت پیش آمده تا حدی طبیعی است ولی نه به این اندازه، چون داستانهای بسیاری در این حوزه وجود دارد که قابلیت بالایی برای یک کار سینمایی داراست. با این توضیح می خواهیم فیلمی را ارزیابی کنیم که بر خلاف بسیار از آثار به ظاهر انقلابی، توانسته استانداردهای بالایی از یک کار سینمایی را ارائه دهد.

«سیانور» دومین ساخته بهروز شعیبی نام این فیلم سینمایست که انصافا کار بسیار خوبی از کار در آمده است، اما نکته تعجب آور اینجاست که هیئت داوران جشنواره فیلم فجر چگونه در سال گذشته (۹۴) این فیلم را ندید؟ اتفاقی که برای «بادیگارد» نیز رخ داد. این کج سلیقگی تنها نشان دهنده یک مطلب است آنهم اینکه جناح بندیهای سیاسی و جناحی، سینمای ما را به نوعی تحت تاثیر خود قرار داده، والا چرا باید فیلم هایی که نام بردیم با وجود داشتن پروداکشن خوب و قوی در مقابل فیلم های آپارتمانی شکست خورده و به موفقیتی دست پیدا نکنند؟

سیانور

به هر حال از بی توجهی هیئت داوران جشنواره که بگذریم در باره خود فیلم باید به چند مهم نکته اشاره کرد. ابتدا فیلمنامه منسجم و قوی «سیانور» است. در این سناریو به مبارزات گروهک های چپ در قبل از انقلاب توجه می شود به ویژه ارزیابی که از شخصیتها در فیلم شاهدیم نشان دهنده این مهم است که کارگردان پیرامون قصه تحقیقات فراوانی انجام داده است. نکته جذاب در فیلمنامه گره هایی است که در طول قصه شاهد آن هستیم، به نحویکه بسیاری از صحنه ها برای تماشاگر قابل پیش بینی نیست برای همین مخاطب تا انتها داستان را دنبال می کند.

درباره کشش فیلمنامه باید به نکته ای دیگر هم اشاره شود. آنهم وجود شخصیت های خاکستری در فیلمنامه است. در «سیانور» آدم های سیاه یا سفید وجود ندارد، بلکه تمامی نقش ها به نوعی خاکستری هستند، حتی ماموران سازمان اطلاعات و امنیت رژیم شاهنشاهی (ساواک) هم بر خلاف فیلم های گذشته به ذاته آدم هایی سیاه و پلید نیستند. این اتفاق بر خلاف تمام فیلم هایست که ما تا به امروز می دیدیم. در فیلم های دهه ۶۰ تمام ساواکی ها آدم هایی هیولا صفت بودند که بدون هیچ عاطفه انسانی مردم را شکنجه می دادند، اما در «سیانور» این اتفاق را شاهد نیستم.

سیانور

مهدی هاشمی به عنوان یکی از کاراگاهان خبره ساواک در پی دستگیری آدم هایی است که تروری انجام داده اند. وی در طول نقش آفرینی خود تنها رسیدن به هدف را مد نظر قرار دارد، برای همین هر کاری که انجام می دهد به نوعی واقعی به نظر می رسد. درباره شخصیت های دیگر فیلم هم چنین نظری می توان داد، اما انصافا شخصیت پردازی که برای مهدی هاشمی صورت گرفته به هیچ وجه با دیگر شخصیت قابل مقایسه نیست.

هانیه توسلی و حامد کمیلی نیز از دیگر خوب های «سیانور» هستند، البته بهروز شعیبی نیز در فیلم خود بازی دارد، اما از نگاه نگارنده وی برای شخصیت خودش، آنچنان کارکتر پرقدرتی انتخاب نکرده، برای همین نقش وی حرف چندانی برای گفتن ندارد. آتیلا پسیانی دیگر بازیگر فیلم هم، دارای نقشی متوسط است که نه می توان به آن نمره قبولی داد نه اینکه آن را رد کرد، اما در مجموع وقتی تمام شخصیت ها را کنار هم قرار می دهیم متوجه هارمونی بسیار خوب در فیلم هستیم.

سیانور

اما بحث دیگر به کارگردانی «سیانور» بر می گردد که انصافا در چیدن میزانسن و دکوپاژ، شاهد یک استاندارد بسیار بالایی هستیم. این اتفاق وقتی پررنگ تر می شود که بدانیم در سینمای ایران به دلیل نبود شهرکی سینمایی که بتوان در آن تهران دهه ۵۰ را به تصویر کشید ساخت فیلمی چون «سیانور» بسیار دشوار است، اما بهروز شعیبی به خوبی از عهده کار خود برآمده است. درضمن بازی گرفتن از شخصیت های متعدد فیلم از دیگر امتیازات کارگردانی «سیانور» است. نکته دیگری که درباره مباحث فنی این فیلم حتما وجود دارد، استفاده از لنزهایی است که در فیلمبرداری «سیانور» استفاده شده، به همین دلیل تصاویری که در فیلم می بینیم با سالی که داستان در آن روی می دهد همخوانی خوبی دارد.

مطلب دیگر این یاداشت به تبلیغات و برخورد مخاطبان از این دست فیلم ها مربوط می شود. در سینمای فعلی ما متاسفانه فیلم هایی نظیر «سیانور» کارهای مهجور هستند، چون نگاه حاکم بر سینما، بیشتر گیشه را مد نظر دارد، در صورتیکه معتقدم فیلم هایی نظیر «سیانور» می توانند مخاطب فراوان داشته باشد، چون علاوه بر کیفیت بالای فنی، تصاویر در خود جای داده که بیننده نمی تواند آنها را با کیفیتی که در سینمای می بیند در تلویزیون هم شاهدش باشد.

در انتها باید گفت، این قبیل فیلم ها به معنای واقعی سینما هستند؛ آثاری که در سینمای ما کم تولید می شوند، اما هم جذابیت در آنها وجود دارد هم اینکه موضوعاتی در آن مطرح می شود که می تواند زوایایی دیگری از انقلاب را برای جوانان تصویر کند.

ارسال نظر

شما در حال ارسال پاسخ به نظر « » می‌باشید.