شنبه ۲۱ دی ۱۳۹۸ - ۱۰:۳۹

روسیه، چین و ایران در اوراسیا؛ رقابت در عین رفاقت

اوراسیا

حضور ایران در ساختار اوراسیایی چین-روسیه به همان اندازه­­ که در روابط اقتصادی و امنیتی در سراسر اوراسیا اهمیت دارد، پیچیده نیز هست.

به گزارش گروه بین الملل قدس آنلاین، حضور ایران در ساختار اوراسیایی چین-روسیه به همان اندازه­­ که در روابط اقتصادی و امنیتی در سراسر اوراسیا اهمیت دارد، پیچیده است. در حالی که پکن و مسکو به دنبال پیشبرد اهداف راهبردی خود در عین همکاری در چارچوب سازمان همکاری شانگهای هستند، حضور ایران پتانسیل تغییر توازن و تعادل راهبردی بین این دو کشور را دارد.

با توجه به ساختارهای امنیتی حاکم بر خلیج فارس، پکن و مسکو این فرصت بی­‌نظیر را در اختیار دارند که هم ایران و هم رقبای منطقه‌­ای او را به سمت ساختار اوراسیایی چین-روسیه مجددا تغییر جهت دهند.

ایران دارای دومین ذخایر گاز طبیعی و چهارمین ذخایر نفتی در جهان است. صادرات ذخایر هیدروکربوری ایران می­‌تواند با به خطر انداختن برتری روسیه در بین تأمین ­کنندگان انرژی اوراسیا، ژئوپولیتیک اوراسیا را به نفع چین و به ضرر روسیه تغییر دهد.

موقعیت استراتژیک ایران در حاشیه جنوبی اوراسیا نیز آن را به محور جغرافیایی طرح کمربند و جاده چین (BRI) تبدیل می‌­سازد. ایران برخلاف مسیر کنونی، در کریدور ترانس خزر که به حمل و انتقال کالا در سراسر خزر نیاز دارد، ارتباط و پیوند مهمی را برای ارتباط ریلی چین-اروپا که از قلمرو روسیه عبور نمی­‌کند، فراهم می‌­سازد.

در اوایل سال 2016، اولین قطار باری ایران-چین ظرف مدت فقط 14 روز از استان ژجیانگ چین به ایران سفر کرد- که دو سوم زمان حمل و نقل در مسیر دریایی بود. برخلاف کریدور اقتصادی چین-پاکستان (CPEC)، کریدور چین-ایران با مشکلات و چالش­های مهندسی و امنیتی کمتری روبه رو خواهد شد.

ایران نیز، با وجود بنادر دریایی و ارتباطات ریلی که تا آسیای مرکزی گسترش یافته به عنوان قطب کریدور ترانزیت بین‌­المللی شمال-جنوب (INSTC) درآمده است. مسیر تجاری اقیانوس هند-اروپا جایگزینی برای ساختار کمربند و جاده پکن است. روسیه و هند، ایران را به عنوان شرکای خود در این پروژه وارد کرده‌­اند.

INSTC به الزامات راهبردی مسکو برای حفظ نفوذ و تأثیر خود در قفقاز جنوبی و حوضه دریای خزر، کمک می‌کند. همکاری روسیه و ایران در کند کردن گسترش نفوذ ترکیه به شرق به قفقاز جنوبی و ترکمنستان از طریق همکاری­‌های حمل و نقلی و انرژی ترکیه با آذربایجان، بسیار مهم است. اما مسیر ترانزیت تجاری چین به اروپا از طریق ایران لازم است از ترکیه عبور کند و این امر باعث افزایش و تقویت نفوذ آنکارا در حوضه گسترده دریای خزر به بها و هزینه روسیه و ایران می­‌شود.

پکن درصدد است تا زیرساخت ترانزیت تجاری ایران را در ساختار کمربند و جاده چین وارد سازد. استراتژی هند و تحریم­‌های آمریکا منجر شد که ایران پیشنهاد دهد چابهار می‌­تواند به بندر گوادر CPEC مرتبط شود. همکاری قوی و مستحکم چین و ایران می‌­تواند افزایش سلطه اقتصادی چین را در آسیای مرکزی تضمین کرده و باعث گسترش بیشتر نفوذ چین در قفقاز و مدیترانه شرقی ­شود.

در مقابل این اقدامات ژئوپولیتیک، سفر مهم رئیس جمهور چین "شی جین­ پینگ" به تهران در ژانویه 2016، امکان شکل‌­گیری مجدد روابط راهبردی در اوراسیا را فراهم کرد. چین با امضای 17 توافق با ایران، با بالا بردن سطح تجارت دوجانبه چین و ایران به ارزش 600 میلیارد دلار، با عمق روابط راهبردی خود با جمهوری اسلامی درطی دوره 10 ساله موافقت کرد.

اما واقعیت­های ژئوپولیتیک جور دیگری ازکار درآمد. تحمیل مجدد تحریم­ها بر ایران پس از خروج ایالات متحده از برنامه جامع اقدام مشترک (برجام)، باعث برهم خوردن روابط تجاری ایران و چین شد. علیرغم اهمیت اقتصادی جغرافیایی ایران برای ارتباط تجاری اوراسیا، چین در پذیرش ایران مردد است.

پذیرش کامل ایران می­‌تواند موقعیت استراتژیک و متعادل شده­ پکن را در خاورمیانه تضعیف سازد که در اصل به این کشور امکان می­‌داد تا مسیرهای مهمی را به سوی عربستان سعودی، امارات متحده عربی و مصر- رقبای اصلی ایران در این منطقه، بگشاید و بر آن­ها نفوذ و تأثیر داشته باشد. عربستان سعودی بزرگترین شریک تجاری خاورمیانه چین و پس از روسیه بزرگترین تأمین ­کننده نفت چین است.

رابطه چین با عربستان سعودی از همکاری تجاری به مشارکت استراتژیک تکامل یافته است، که منافع عربستان سعودی را با تلاش چین در جهت ایجاد جاده ابریشم دریایی (MSR) اعلام شده در قرن 21، همسو و منطبق می­‌سازد.

جاده ابریشم دریایی یک کریدور حمل و نقل چین به اروپا است که از مجموعه‌­ای از تأسیسات بنادر چینی که در امتداد اقیانوس هند و از طریق کانال سوئز و دریای سرخ به سمت غرب و به بندر کنونی پیرائوس در یونان امتداد می‌­یابد، ساخته شده است. بندر پیرائوس یکی از بندرگاه­های اصلی اروپا و قطب اصلی ورود کالاهای چینی به بازارهای اروپایی است.

عربستان سعودی و امارات متحده عربی، همکاری فعال و عمیقی با مصر در حفاظت از دریای سرخ دارند. از سوی دیگر چین از ترانزیت تجاری از طریق کانال سوئز نگران است و میلیاردها دلار را در مصر از زمان "عبدالفتاح السیسی" ریاست جمهوری مصر در سال 2014، سرمایه­‌گذاری کرده است. این سرمایه‌­گذاری شامل توسعه یک بندر و منطقه صنعتی پکن در سواحل دریای سرخ مصر می­‌شود.

مسلما روسیه با امضای پیمان مشارکت جامع استراتژیک در سال 2018، از حتی روابط نزدیک­تر با دولت السیسی بهره می‌­برد. مسکو همچنین علاوه بر سرمایه­‌گذاری‌­های اقتصادی مهم، همکاری نظامی عمیقی با مصر دارد. مسکو روابط اقتصادی خود را نیز با ریاض تقویت ساخته و از رابطه استراتژیک با امارات متحده عربی دم می‌زند.

رقابت و بحران بین ایران و رقبای منطقه‌­ای آن پس از حمله سپتامبر 2019 به تأسیسات نفتی عربستان سعودی به نقطه اوج خود رسیده است. ایران اعلام کرد که رزمایش‌­های دریایی با چین و روسیه انجام خواهد داد و این اقدام را محقق کرد. نه پکن و نه مسکو روابط خود را با عربستان سعودی، امارات متحده عربی و مصر قربانی نخواهند کرد در عوض، احتمالا با ایران به عنوان بخشی از چارچوب امنیتی جدید برای حمایت از تجارت دریایی، همکاری دریایی سه جانبه خواهند داشت. 

با وجود عدم حضور ایالات متحده به عنوان تأمین­ کننده اصلی امنیت امارات متحده و عربستان سعودی- و اروپا، کشورهای عربی حوزه خلیج فارس و مصر می‌­توانند بیشتر به سمت چارچوب اوراسیا روی آورند، زیرا آن­ها به دنبال حمایت و حسن توجه چین و روسیه برای مذاکره برسر تمهیدات امنیتی جدید با ایران هستند.

منبع: ایست آسیا فروم

انتهای پیام/

ارسال نظر

شما در حال ارسال پاسخ به نظر « » می‌باشید.