دوشنبه ۹ تیر ۱۳۹۹ - ۱۱:۲۲

مشت بر سندان

سلام! مستحضرید چه رخ داده است؟!

محمدحسین جعفریان

محمدحسین جعفریان

من به عنوان یک مخاطب پیگیر به شما می‌گویم، آنچه داغ مردم را تازه می‌کند و جگرشان را می‌سوزاند، بی‌تفاوتی آن‌هاست که می‌توانند و باید کاری بکنند، اما چنان بی‌توجه از کنار مهم‌ترین خبرها می‌گذرند که هر آدم خونسردی را به واکنش وامی‌دارند.

قدس آنلاین: من به عنوان یک مخاطب پیگیر به شما می‌گویم، آنچه داغ مردم را تازه می‌کند و جگرشان را می‌سوزاند، بی‌تفاوتی آن‌هاست که می‌توانند و باید کاری بکنند، اما چنان بی‌توجه از کنار مهم‌ترین خبرها می‌گذرند که هر آدم خونسردی را به واکنش وامی‌دارند. اخبار گرانی همه روزه در صدر خبرهاست و هر بار ما فکر می‌کنیم این آخری است و بدتر از این نمی‌توانیم داشته باشیم، اما فردا یکی روی دستش می‌آید که آدم چهار ستون بدنش می‌لرزد. چون صدای این شیپورها و طبل‌ها، فردا درمی‌آید و من و مایی که این خبرها را می‌خوانیم، خیلی خوب این را می‌دانیم. مثلاً خبر می‌رسد سیمان و میلگرد و نفت کوره و کاشی و فلان و فلان نسبت به سال گذشته در همین تاریخ چند برابر شده است. بدیهی است غذای ما میلگرد نیست یا کاشی و غیره که گرانی‌اش ترسی در دلمان بیندازد، اما خوب می‌دانیم که گران شدن این درصد مصالح مذکور، یعنی چند برابر شدن قیمت مسکن، یعنی سر سال صاحبخانه پول پیشش یا اجاره‌اش را چند برابر می‌کند.

پیشتر همه چیز را به دلار ربط می‌دادند، بعد به تحریم‌ها، بعد به کرونا و... الان دیگر همه می‌دانند، گران شدن دلیل نمی‌خواهد. رئیس اتحادیه قنادان اعلام کرده این صنف با خطر ادامه حیات روبه‌رو است؛ زیرا هر چه را امروز می‌فروشیم خودمان فردا باید گران‌تر بخریم و بعد مثال حیرت‌آوری زده که؛ «هل» را کیلویی ۱۸۰ هزار تومان می‌خریدیم، اما الان یک میلیون و ۱۸۰ هزار تومان باید بخریم! حالا شما مسئول گرامی که شاید از بخت بلند ما این چند خط را بخوانی، با وجدان خودت قضاوت کن؛ مردم می‌توانند پس از خواندن این خبر جگرشان داغ نزند و از رویه بازار و حقوق ثابت خودشان دچار وحشت و افسردگی اورژانسی نشوند؟! آخر یکی نیست بگوید، هل که دیگر با دلار وارد نمی‌شود. به تحریم هم ربط ندارد. دست رنج همین کشاورز خودمان است. واقعاً در بازار چه خبر است؟ چرا همه چیز را به حال خود رها کرده‌اند؟ تا کی؟

در بخش‌های دیگر هم ما عادت کرده‌ایم و دیگر خبرهای هولناک برایمان عادی و بی‌اهمیت شده! بله! کاملاً بی‌اهمیت! آن هم حیرت‌آورترین اخبار. مثلاً چند روز پیش خبر کشف یک شبکه فساد منتشر شد که کار این شبکه گرامی، صدور مدارک جعلی بود. گفته شد حداقل دو نماینده مجلس تعداد معتنابهی مدیر و مسئول و غیره از طریق این‌ها مدارکشان را اخذ کرده‌اند. یک عکس هم در مجازی دست به دست می‌شود که ۴۷۰ تن از نور چشمانی که با عرق جبین و کد یمین از این مسیر پرخطر، مدرک اخذ کرده‌اند، ثبت شده. تعدادی را ملت می‌شناسند و تعدادی را در حال شناسایی‌اند. این‌ها به کنار، اما در این مدت همه دارند تماشا می‌کنند، انگار نه انگار دو تن از این‌ها نماینده مجلس‌اند، انگار نه انگار تمام اعتبار بخش آموزش عالی مملکت به مویی بند است.

اگر دروغ است، تکذیب کرده، شایعه پراکنان را بگیرید! اگر درست است، در آنجا را تخته کنید و مدارک صادره را ابطال و هر کس با بهره‌گیری از این مدارک به هر شغل و منصبی نایل شده، بر کنار و محاکمه‌اش کنید. این سکوت شما مردم را عاصی می‌کند. آدم گاهی نگران می‌شود و دلش می‌خواهد برود از مسئولان مربوط بپرسد: قربان مستحضرید چه اتفاقی افتاده است؟!

انتهای پیام/

ارسال نظر

شما در حال ارسال پاسخ به نظر « » می‌باشید.