شنبه ۸ آذر ۱۳۹۹ - ۲۱:۵۶

ترور دولتی، اعلام جنگ است

مسعودبصیری

مسعود بصیری - کراپ‌شده

نمیتوان گفت ترور یک اتفاق تازه در جهان است و در تاریخ این مساله بارها اتفاق افتاده است و بسیاری از گروه های تروریستی برای ضربه زدن به مخالفان خود از این حربه استفاده کرده اند اما ترور توسط یک دولت در تاریخ یک مساله کاملا نا آشنا و عجیب است. این که دولتی مخالفان خود را با کمین کردن و ناجوانمردانه به قتل برساند، اتفاقی است که تکرار آن زیاد نبوده و این اولین بار در تاریخ است که آمریکایی ها تا این حد دست به حذف مخالفان خود از طریف سیستم های امنیتی خارجی می زنند.

البته قبل از این هم این مساله بوده است اما غالبا توسط گروه های مخالف سازماندهی شده در درون یک کشور ثالث انجام می شده که می توان به مواردی همچون ترورهای اوایل انقلاب اشاره کرد یا ترورهایی که در عراق توسط گروه هایی خاص انجام شد و دانشمندان زیادی را از ملت عراق حذف کردند.

این مساله در طول دوران جنگ سرد هم گاهی رخ داده است و حتی در شرق دور نیز سابقه داشته است اما این که یک دولت خارجی رسما وارد ترور مخالفان خود در سایر کشورها بشود و آن را اعلام نیز بکند تقریبا کم سابقه است و از همه بدتر آن که تیم های ترور مستقیما از سوی نهادهای امنیتی غربی تغذیه شده و در داخل کشور هم دارای یک سامانه منسجم و گروه به معنای واقعی نباشند.

آنچه امروز اسراییلی ها با اشاره و اطلاع آمریکایی ها در ایران انجام می دهند یک اعلام جنگ جدی است. آنها شهروندان ایران را در داخل کشورمان به شهادت می رسانند و از بیان آن نیز ابایی ندارند. آمریکایی ها نیز پیش از این در عراق سردار سلیمانی را به شهادت رساندند و رسما به آن افتخار کردند. 

باید بگوییم این ترامپ نبود که حاج قاسم را ترور کرد بلکه ساختار حکومت آمریکا باعث این اتفاق شد. غیر ممکن است که چنین تصمیمی توسط یک شخص اتخاذ شود و شورای روابط خارجی یا نفرات حلقه اول اداره آمریکا از آن بی اطلاع بوده باشند یا اجازه آن را صادر نکرده باشند. 

این مساله در مورد ترور شهید فخری زاده هم صادق است. نباید آن را به گردن اسراییل یا شبکه جاسوسی عربستان و امثال آن انداخت. هرچه هست با دستور و اطلاع آمریکا انجام شده و اساس اسرائیل بدون حمایت و اطلاع آمریکایی ها هیچ کاری در این سطح انجام نمی دهد و بدون شک بارها در اتاق های سری درباره عواقب آن فکر و تحلیل کرده اند و حتما برای واکنش سریع ایران نیز آماده شده اند و حتی سامانه پدافندی خود در حوزه های مختلف را هم آماده کردهاند که در صورت ضربه ایران بتوانند حجم خسارت را کاهش دهند.

پس ترور محسن فخری زاده یک اتفاق ساده توسط یک تیم سرخود نیست و حتما مقامات اصلی غربی از آن مطلع بوده اند که نشانه های آن نیز وجود دارد ازجمله برخی صحبتهایی که پیش از شهادت فخری زاده توسط چند تن از مقامات غربی بیان شده است.

از سوی دیگر وقتی به بیانیه اتحادیه اروپا نیز نگاه می کنیم متوجه می شویم آنها نیز طرف دیگری برای این ترور متصور شده اند، آنجا که خواستار خویشتنداری طرفین در موضوع ترور شهید فخری زاده شده اند. پس به جز ایران طرف دیگری هم وجود دارد که اتحادیه اروپا آن را در نظر گرفته و خواستار خویشتن داری طرفین شده است. در واقع آنها نیز می دانند که طرف ایران یک گروه کوچک چندنفره سرخود و بی پشتوانه نیست. 

این کار در عرف روابط بین الملل یک اعلام جنگ است از سوی کسی که آن را انجام داده و مسئولین ایرانی نباید به مذاکره کننده ای که تا این حد گستاخ و جسور شده است اعتماد کنند. آمریکا اول باید تاوان شهدای ما را بدهد و بعد از مذاکره حرف بزند. 

ارسال نظر

شما در حال ارسال پاسخ به نظر « » می‌باشید.