چهارشنبه ۲۶ آبان ۱۳۹۵ - ۱۳:۱۰

مورد عجیب در دادسرای جنایی

شاکیان متهم را دزدیدند

سال گذشته بود که پلیس آگاهی در برابر پرونده ای پیچیده قرار گرفت. مردی با مراجعه به کلانتری ادعا کرده بود بدون هیچ دلیلی و تنها برای اینکه فردی از او شاکی بوده، ربوده شده است. تحقیقات در این زمینه همچنان ادامه دارد.

دستگیری متهم

به گزارش قدس آنلاین، روز هفتم دی ماه سال گذشته بود که مردی در مراجعه به مأموران انتظامی در غرب تهران از افرادی به اتهام آدمربایی شکایت کرد. این مرد زمانیکه در برابر افسر بازجوی پرونده خود قرار گرفت اینگونه مدعی شد که در حال رفتن به خانه بودم و یکدفعه سه ماشین راه من را سد کردند. یک پرشیای سفید رنگ نیز که مرا به آن سوار کردند به چشمانم آشنا بود. مدتی از راه را نرفته بودیم که متوجه شدم با سه تن از آنان آشنا هستم و این افراد دائما مرا مورد ضرب و شتم و تحقیر قرار می‌دادند. بعد از آن من را تحویل کلانتری محل داده و از آنجا مرا با دریافت نیابت قضایی به تبریز بردند. این در حالی بود که این آدم‌ها هیچکدام مأموران قانون نبودند و بدون هیچ دلیلی تا قبل از رسیدن به کلانتری کتکم می‌زدند.

پس از این، پرونده‌ای برای این مرد به دلیل آدمربایی صورت گرفته از طرف همان آشنایانی که این مرد ادعا می‌کرد بدون هیچ حکمی او را به زور سوار ماشین کرده بودند در شعبه هفتم دادسرای جنایی تهران تشکیل شد و پس از مدتی کوتاه بالاخره افرادی که این مرد ادعا کرده بود او را ربوده‌اند به دادسرا آورده شدند.

یکی از این افراد با هویت سعید زمانیکه در برابر بازپرس شعبه هفتم دادسرای ناحیه 27 تهران نشست گفت: من با این آقا هیچ خصومتی نداشته ام که او را بدزدم و حتی حکم جلب ایشان را نیز داشتم که به همین دلیل او را با مأمور کلانتری سوار بر ماشین کرده و تحویل مأموران قانون دادیم.

این اظهارات سعید در حالی مطرح شده بود که تحقیقات نشان می‌داد سعید به هیچ عنوان با مأموران کلانتری همراه نبوده است و با برادران خود و به همراه یک حکم جلب که به نام کسی دیگر صادر شده بود به دنبال شاکی رفته بودند. پس از مدت‌ها و با روشن شدن واقعیت موضوع بالاخره دوباره سعید به عنوان متهم به دادسرای جنایی تهران احضار شد و در اظهارات خود گفت: من باز هم قبول ندارم که آدمربایی انجام داده ام. شاکی من فردی است که از خیلی‌ها و حتی خود من کلاهبرداری کرده است اما از آنجایی که من هیچ مدرکی برای شکایت از او نداشتم به همین دلیل نمی توانستم کاری از پیش ببرم. این موضوعات که می‌گویم در حالی مطرح است که پیش از رخ دادن این موضوعات نیز ما با هم شریک کاری بوده ایم و در کارخانه ای با هم کار می‌کردیم. بعد از مدتی متوجه شدیم که او از طرق مختلف قصد کلاهبرداری از مردم را دارد و از خیلی‌ها به روشی کاملا حرفه ای کلاهبرداری می‌کرد. به هر طریقی بود به او می‌فهماندیم که کارهایش را پایان بدهد و بعد از آن و به همین دلایل با وجود مدارکی که بر علیه او بود بازداشت شد. با اینحال من سعی و تلاش خودم را کردم و بالاخره این آقا را با گذاشتن وثیقه آزاد کردم اما کاش چنین کاری نمی کردیم. او مدت‌ها آزاد بود و اصلا قصد جلب رضایت شاکی را نداشت و حتی به جلسات بازپرسی و دادگاه نیز نرفت تا اینکه بالاخره خانه دوستمان که سندش گرو بود از طرف قانون به فروش گذاشته شد. مدتی نیز گذشت تا اینکه بالاخره با سعی و تلاش توانستیم حکم جلب او را بگیریم. حکم به نام کس دیگری بود اما او به من وکالت داد تا خودم پیگیر ماجرا باشم و باور کنید هیچ آدمربایی در این وسط صورت نگرفته است.

این موضوعات در حالی مطرح بود که شاکی از سعید به دلیل فحاشی شکایت کرده و به همین دلیل به دستور بازپرس مرشدلو متهم با قرار وثیقه بازداشت شد تا با ارسال پرونده به دادگاه، به دفاع از اتهام خود بپردازد.

برچسب‌ها

نظر شما