پنجشنبه ۲۱ اسفند ۱۳۹۹ - ۱۳:۱۸

یادداشت

اهداف سه گانۀ مبعث حضرت رسول(ص)

حجت الاسلام و المسلمین ابراهیم بهاری

حجت الاسلام ابراهیم بهاری

قدس آنلاین: بزرگ ترین حادثه تاریخ بشر، بعثت پیامبران خداست. پیامبران الهی برای اصلاح سه عضو از وجود انسان فرستاده شده‌اند زیرا بی شک، سعادت دنیا و آخرت انسان و خرابی دنیا و آخرت او در صلاح و فساد سه عضو است. 

هدف اوّل: حرکت عقلی 

اصلاح عقل، رشد فکر انسان و قرار دادن اندیشه او در مسیر صحیح و سلامت است، زیرا انسان می تواند در سایه نبوت، از نظر فکر به جایی برسد که فقط فکر خیر و اندیشه پاک داشته باشد و در مغز او نقشه صلاح و پاکی باشد، چرا که اگر درِ هر دانشی را به روی فکر بشر باز کنند،این تابلوی ارزنده از رسول گرامی اسلام صلی الله علیه و آله باقی مانده است که :  «اطلبوا العلم من المهد الی اللحد» از گهواره تا گور زمان دانشجویی است و از گور به بعد، زمان برداشت محصولات دانش است :  «الدنیا مزرعة الآخرة»  هرکسی را که نزد ایشان تعریف می‌کردند، دو پرسش می فرمود، اگر مثبت بود، می گفت: تعریف شما درست است، اگرنه، می فرمود: عقل او چگونه است؟ یا درباره مرگ چگونه فکر می کند؟ آیا او با عینک مادی به دنیا می‌نگرد یا اعماق عالم را می‌بیند؟ انبیا به عقل انسان‌ها حرکت می‌دهند و دنیای وسیعی را در برابر اندیشه آنها باز می کنند. 

حکمت جنگ پیامبر صلی الله... با کفر 

یکی از یاران پیامبر صلی الله علیه و آله گفته است: در حمله به مملکت کفر، سردار مشرکان پرسید : علت حمله شما به مملکت ما چیست؟ 

گفتم: شما خیال کردید مابرای خاک آمده‌ایم، ما در عربستان خاک داشتیم. شما خیال کردید ما برای پول آمدیم، ما تازه از بردگی پول نجات پیدا کرده‌ایم. گفت:«لنُخرج العباد من عبادة العباد الی عبادة اللّه » آمدیم تا شما را از اسارت شاهان و امپراطوران و قیصرها نجات دهیم. 

حکایت قاضی بلخ با فرزند زرتشتی 

قاضی بلخ که حافظ ناموس و مال و جان مسلمانان بوده است، در دادگاه نزد زرتشتی قدیمی می‌رود و به او می‌گوید: می‌دانم آتش پرست هستی اما می‌خواهم دخترم را شوهر دهم، به چه کسی بدهم. آمدم با تو مشورت کنم. از تعجّب بهت زده شد. قاضی مسلمانان که امین جان و مال و ناموس مردم است برای شوهر دادن دخترش از من مشورت می خواهد. گفت: آقای قاضی من نمی‌توانم طرف مشورت شما واقع شوم. گفت: آقا من قاضی هستم و قدرت هم دارم باید در این مشورت به من کمک کنی. آن زرتشتی عاقل بود بیرون گود ایستاده نگاه می‌کرد، گفت: حالا که مجبور هستم به تو می‌گویم که شاهان ایران برای شوهر دادن دختر همیشه دنبال پولدارها بودند، قیصران روم برای شوهر دادن دختر دنبال داماد صاحب جمال بودند، بزرگان عرب برای شوهر دادن دختر دنبال حسب و نسب و قبیله بودند، تنها کسی که برای شوهر دادن دختر دنبال حقیقت بود، فقط محمد بن عبداللّه صلی الله علیه و آله بود. شما دخترت را به اهل حقیقت شوهر بده. طرف زرتشتی است، ولی از شعاع نور پیامبر که از دور به او رسیده، عقل او این حرکت را پیدا کرده و این اندازه فهمیده است که شاهان عجم و قیصران روم و بزرگان عرب خطاکار بوده اند. تنها کسی که در حیات و زندگی اشتباه نداشته، رهبر بزرگوار اسلام صلی الله علیه و آله بوده است. خدا نکند در کنار تعریف پیامبر، حقی از پیامبران خدا را پایمال کنیم. 

« الم ذَلِکَ الْکِتَابُ لاَ رَیْبَ فِیهِ هُدیً لِلْمُتَّقِینَ الَّذِینَ یُؤْمِنُونَ بِالْغَیْبِ وَیُقِیمُونَ الصَّلَوةَ وَمِمَّا رَزَقْنَهُمْ یُنْفِقُونَ وَالَّذِینَ یُؤْمِنُونَ بِمَا أُنْزِلَ إِلَیْکَ وَمَا أُنْزِلَ مِن قَبْلِکَ » نبوت به دلیل حرکت عقلی مردم به آنها عطا شد و خداوند برمردم منت گذاشته است. 

هدف دوم:اصلاح قلب 

اما هدف دوم نبوت و بعثت انبیا، برای اصلاح قلب مردم بوده است. مردم ممکن است عقل خود را از علم پُر کنند، اما به قول شاعران قدیم، دزدی از آب درآید که با چراغ به زندگی مردم بزند. 

چو دزدی با چراغ آیدگزیده تر برد کالا 

اگر عقل درستی نباشد و اگر قلب با واقعیات الهی کنترل نشود، عقل با علم به خنجر تیزی تبدیل خواهد شد که از پشت به هر کسی می زند. نبوت تنها بر علم تکیه ندارد. قرآن می‌فرماید: « وَمَا یَعْقِلُهَا إِلاَّ الْعَالِمُونَ » ولی جز اهل معرفت و دانش در آنها تعقّل نمی کنند . 

در جای دیگر می‌فرماید : « یَوْمَ لاَ یَنفَعُ مَالٌ وَلاَ بَنُونَ إِلاَّ مَنْ أَتَی اللّه َ بِقَلْبٍ سَلِیمٍ » روزی که هیچ مال و اولادی سود نمی‌دهد ، مگر کسی که دلی سالم [ از رذایل وخبایث] به پیشگاه خدا بیاورد.  یکی ازعقل های پرقدرت که ضررش از حیوانات شرور برای بشر بدتر بوده است، در سوره اعراف و جمعه از دانشمند زمان بنی اسرائیل که قلب خود را کنترل نمی کردند، به سگ هار تعبیر می کند. « فَمَثَلُهُ کَمَثَلِ الْکَلْبِ إِن تَحْمِلْ عَلَیْهِ یَلْهَثْ أَوْ تَتْرُکْهُ یَلْهَثْ » پس داستانش چون داستان سگ است [ که ]اگر به او هجوم بری ، زبان از کام بیرون می آورد ، واگر به حال خودش واگذاری [ باز هم ]زبان از کام بیرون می‌آورد . 

آیا کسانی که از زمان فتحعلی شاه تا بهمن 57 کشور را به باد دادند، بی سوادهای این مملکت بودند؟ سیصد سال در این کشور قرارداد استعماری امضا شد و قراردادها هم در ایران و هم در انگلستان است، قراردادها را هم یا مهندسان یا دکترها امضا کرده اند. در تمام دوره حکومت قاجار، فقط چند نفر قرارداد را امضا نکردند؟ یکی قائم مقام فراهانی، چه قدر حاکم بوده است؟ یکی میرزا تقی خان امیر کبیر و دیگری هم شهید شیخ فضل اللّه نوری و در این اواخر هم در چند دوره مجلس، سید حسن مدرس بود، اما کسی که از همه قوی‌تر در برابر گرگ استعمار ایستاد، رهبر کبیر انقلاب بود. 

هدف سوم:اصلاح نفس 

سومین هدف انبیا برای اصلاح نفس و به تعبیر ساده تر، اصلاح اخلاق و آراستن مردم به صفات الهی با تأکید بر اخلاق الهی است. دستورهای مهمی هم که در جانب عقل است، در اصلاح قلب و نفس است که این دستورها در یک مجموعه وسیعی در قرآن، گنجانده شده است. در کتاب « الذریعة الی تصانیف الشیعة » نام کتاب هایی که برای اصلاح قلب، عقل و نفس است از الف تا یاء آمده است. کتاب « أعیان الشیعة » برای شناخت نویسندگان آن در شصت جلد، دانشمندانی را که از راه قرآن و روایات برای اصلاح قلب و عقل و نفس اقدام کرده اند، نام می برد. پیشنهاداتی که پیامبر صلی الله علیه و آله برای اصلاح این سه ناحیه دارد، 24 مسئله است. 

سفارش پیامبر صلی الله... به ترک گناهان 

«أوصیک بتقوی اللّه »  ؛ سفارش می‌کنم که رابطه خود را با همه گناهان، به ویژه گناهان کبیره قطع کنید. 

امیرالمؤمنین علیه السلام خطبه‌ای در نهج البلاغه درباره زهد و ورع و محرمات دارند. دراین خطبه می فرماید: «به آن چه شما را دعوت کردم و آن این که با گناهان کبیره ترک رابطه کنید». امام صادق علیه السلام علنی می‌فرماید : «گناهان کبیره گناهانی هستند که قرآن مجید به آن وعده حتمی آتش داده است. ربا گناه کبیره است، زنا گناه کبیره است که در قرآن مانند ربا به آن وعده آتش داده شده است. شراب و قمار با شرط و بدون شرط با پول، موسیقی حرام، خوردن مال یتیم و ظلم به حق مردم، به امید کَرَم خدا معصیت کردن، گناه کبیره است. به این امید هم وعده آتش داده شده است که هر کس تقوا پیشه کند، هم در دنیا و هم در آخرت منفعت آن را می برد»

حکایت روزی حلال با پرهیز از حرام 

مردی در مدینه زندگی می کرد که کارش دزدی بود، ولی بروز نمی داد. شب ها دزدی می کرد و صبح قیافه زیبایی داشت. از دیوار خانه ای نصف شب بالا رفت. چهار اتاق خانه پر از اسباب و یک زن سی ساله هم تنها بود. گفت: امشب سفره ما دو برابر است، هم پول و طلاها را می بریم و هم آن زن که کسی پیش او نیست و زورش هم به ما نمی رسد. در این فکر بود که یکی از آن برق های الهی به او زده شد. یک لحظه قیامت خود را نگاه کرد، چه شب هایی دزدی رفتم و بعد به ناموس مردم دست درازی کردم، حالا هم قیامت شده است، هیچ فریادرسی ندارم، اگر خدا مرا محاکمه کند، چه جوابی بدهم. از دیوار پایین آمد و گفت: مولای من! ما هر شب به دزدی رفته ایم، امشب تو را دزدیده ایم، ولی خیلی سخت به او گذشت. قیافه آن زن در نظرش می آمد، عجب زن زیبایی بود. صبح به مسجد آمد، مردم گفتند: یا رسول اللّه خانمی شما را کار دارد، فرمود: داخل مسجد بیاید، زن گفت: پدر و مادرم مرده اند، خانه ای دارم با چند اتاق پر از اسباب زندگی، شوهرم هم مرده است. دیشب بیدار بودم، شبحی روی دیوار دیدم، نمی دانم خیالاتی شده ام یا کسی می خواست دزدی کند. درد ما را درمان کن. پیامبر صلی الله علیه و آله فرمود: چیست؟ گفت: از امشب می ترسم در آن خانه تنها باشم، اگر کسی زن ندارد، مرا شوهر بده. پیامبر رو به جمعیّت کرد و دزد را دید، فرمود: زن داری؟ نه، پول داری عروسی کنی؟ زن گفت: آقا پول نمی خواهم، همین خوب است. فرمود : آقا این خانم را می خواهی؟ الان آماده ای خانم را برایت عقد کنم؟ گفت: هر چه شما بفرمایید، عقد کرد و فرمود : معطل نشو دست خانم را بگیر و برو. دو تایی به خانه رفتند و دزد نگاهی به این اتاق ها کرد، گفت: خانم دلم می خواهد گریه کنم، با من حرف نزن، چشمان او مانند آتش سرخ شده بود، گفت: خانم آن دزد دیشبی من بودم و من برای رضای خدا از تو گذشتم و این گونه خدا به من مرحمت کرد. 

توصیه های رسول خدا صلی الله علیه وآله 

وفا کردن به عهد، ادای امانت و ترک خیانت. درهمه جا نرم و آرام حرف بزنید، صدای خود را بلند نکنید. به یک دیگر سلام کنید، تکبّر نکنید. حقّ همسایگان خود رارعایت کنید. کار خوب انجام دهید. آرزوهای خود را کم کنید، عاشق آخرت شوید،از قیامت در وحشت باشید.به هیچ قیمتی، رابطه خود را با خدا قطع نکنید، قرآن را بفهمید. تا آخر عمر خود به یک مسلمان فحش و ناسزا نگوئید. دین من دین فحش نیست. بترسید از این که از گناه کار اطاعت کنید. بترسید از این که از یک دولت عادل اسلامی سرپیچی کنید.بترسید از این که راست گویی را تکذیب کنید. بترسید از این که دروغ گویی را تصدیق کنید. خدا را همه جا یاد کنید. برای هر گناهی که کردید توبه کنید وعذر بخواهید. برای گناهان پنهان باطنی و گناهان آشکارظاهری توبه کنید . این فرهنگ پیامبر صلی الله علیه و آله است.

نظر شما