سه‌شنبه ۲۷ اردیبهشت ۱۴۰۱ - ۰۲:۴۰

نقش روابط عمومی‌ها در همراه ساختن جامعه با تصمیمات سخت اقتصادی و اجتماعی

ارتباطات در خدمت اعتمادسازی

محمود مصدق

تدوین و اجرای تصمیمات کلان در هر جامعه به‌ویژه در حوزه‌هایی که با موضوعاتی همچون رفاه و معیشت اجتماعی گره خورده بیش از همه به آگاهی مردم به چرایی و چگونگی اجرای این تصمیمات نیاز دارد.

جامعه

برای مثال گرچه وظیفه توضیح درخصوص چگونگی طرح اصلاح یارانه‌ها و جراحی اقتصادی بر عهده مسئولان و برنامه‌ریزان آن است؛ اما در شرایطی چنین حساس، نقش دست‌اندرکاران علوم ارتباطات، رسانه‌ها و روابط عمومی‌ها در همراه ساختن گروه‌های مختلف جامعه دوچندان می‌شود. به‌ویژه آنکه این مجموعه می‌تواند اجرای چنین تصمیماتی را برای مردم قابل درک کرده و از سوی دیگر انتظارات و دلواپسی‌های عموم جامعه را به تصمیم‌گیران منتقل کند.

۲۷ اردیبهشت ماه، نخستین روز از هفته گرامیداشت ارتباطات و روابط عمومی که با شعار «گره‌گشا می‌باش» گره خورده، فرصتی است تا نقش و جایگاه روابط عمومی‌ها در گره‌گشایی از مسائل و مشکلات مردم و ارتقای کیفیت زندگی آن‌ها بیان شود.

آن‌گونه که حافظ، غزل‌سرای شیرین سخن و پُرآوازه ما می‌سراید: چو غنچه گر چه فروبستگی‌ست کار جهان/ تو همچو باد بهاری گره‌گشا می‌باش

روابط عمومی‌ها به معنی واقعی اعتمادسازی کنند
دبیرکل باشگاه مدیریت ارتباطات یونسکو- ایران در گفت‌وگو با قدس اظهار می‌کند: امروزه حوزه ارتباطات به شکل کلان نقش بسیار تعیین‌کننده‌ای در پیشبرد اهداف دولت‌ها دارد. در واقع حکومت‌هایی که به‌دنبال تحقق حکمرانی خوب هستند باید بتوانند در راستای رفع مسائل و مشکلات مردم گام بردارند تا در نهایت با اعتمادسازی، زمینه‌ها و بسترهای مشارکت فعال و پایدار مردم را در اجرای پروژه‌های کلان فراهم کنند. 
امیرعباس تقی‌پور روابط عمومی‌ها را حلقه واسط بین سازمان‌های حاکمیتی و افکار عمومی می‌خواند و تأکید می‌کند: پیش از اجرای پروژه‌های بزرگ یا ابرپروژه‌هایی مثل جراحی اقتصادی، اصلاح یارانه‌ها و بسیاری از مسائلی که در کشور به عنوان موضوعات حساسیت‌زا و واکنش برانگیز شناخته می‌شوند، هرچقدر می‌توانیم باید به روابط عمومی‌ها برای فعالیت میدان بدهیم تا با استفاده از تکنیک‌ها و تاکتیک‌های ارتباطی بتوانند پیوند لازم را با افکار عمومی برقرار کرده و با آگاهی‌بخشی به آن‌ها زمینه آمادگی جامعه را برای تغییرات بزرگ فراهم کنند. این موضوع موجب می‌شود مردم بیش از هر زمان دیگر مشارکت فعال و پایداری در این برنامه‌ها داشته باشند. 

البته به شرطی که این حس در افکار عمومی ایجاد شود که هر نوع حرکت و برنامه‌ای که دستگاه‌ها اتخاذ و اجرا می‌کنند به رفع نیازهای جامعه منجر شود. به‌طوری که بررسی روندهای تاریخی هم نشان می‌دهد هر جا دولت‌ها و دستگاه‌های اجرایی در راستای منافع مردم و رفع مسائل و مشکلات آن‌ها اقدام عملی کرده‌اند مردم نیز با آن‌ها همگام و حتی پیشگام‌تر بوده‌اند.
هر گاه مردم احساس کرده‌اند دولت‌ها درست حرکت می‌کنند، آن‌ها هم مشارکت کرده‌اند اما وقتی دیده‌اند حرف و عمل دولت‌ها با همدیگر سازگار نیست و مشکلات آن‌ها به‌ویژه در حوزه اقتصادی بیشتر می‌شود جریان بی‌اعتمادی در جامعه حاکم شده است. بنابراین برای نابودی هر طرح و برنامه و یا پدیده‌ای کافی است ذی‌نفعانش به سمت بی‌اعتمادی سوق داده شوند. 

تقی‌پور در همین زمینه اضافه می‌کند: قطعاً روابط عمومی‌ها می‌توانند در احیای اعتماد بین حاکمیت و دولت‌ها نقش مؤثری داشته باشند، اما باید این نکته را نیز مدنظر قرار داد که همه مشکلات جامعه از طریق روابط عمومی‌ها حل نمی‌شود، چون خود آن‌ها نیز در منظومه و اتمسفر سیاست‌های کلان سازمان‌ها حرکت می‌کنند. با وجود این، مدیران ارشد سازمان‌ها و دستگاه‌های دولتی باید به این نکته توجه جدی داشته باشند که روابط عمومی‌ها باید به عنوان نماینده افکار عمومی اقدام کنند تا مسائل و مشکلات مردم به طور واقعی به آنان منتقل شود و آن‌ها نیز در راستای رفع این مشکلات گام بردارند.

روابط عمومی‌ها چقدر اطلاعات به مردم بدهند؟ 

علی اصغر محکی، عضو هیئت علمی پژوهشگاه علوم و فناوری اطلاعات ایران نیز در پاسخ به قدس می‌گوید: روابط عمومی یک رشته ارتباطات است؛ یعنی یک عمل ارتباطی است؛ اما متأسفانه بیشتر در نظام مدیریتی ما به آن به عنوان یک رده سازمانی که باید از یک سلسله مراتب پیروی کند نگریسته می‌شود. فلسفه روابط عمومی به عمل ارتباطی و تعامل برمی‌گردد و این تعامل هم تنها درون سازمانی نیست؛ بلکه مخاطبان بیرونی سازمان را نیز دربرمی‌گیرد و حتی می‌توان گفت اولویت نخست آن، ارتباطات بیرون از سازمان است. 

وی در همین زمینه اضافه می‌کند: اگر یک روابط عمومی فقط خود را در رده سازمانی ببیند و نتواند از دریچه ذهن مردم مسائل و موضوعات را واکاوی کند به مهره‌ای از ساختار بروکراسی یا ماشین اداری تبدیل می‌شود که توانایی تفاهم و همدلی با مردم را نخواهد داشت. بنابراین روابط عمومی باید بتواند جدا از صندلی که در سازمان کسب کرده، خود را روی صندلی مخاطب – افکار عمومی – بنشاند و دغدغه‌ها و مشکلات مردم را درک کند نه اینکه یکسویه مخاطبانش را وادار به پذیرش تصمیمات کند. در واقع روابط عمومی باید بتواند در جایگاهی قرار بگیرد که مخاطبان هستند؛ مخاطبی که با رسانه‌ای سروکار دارد که چه بسا اعتمادش به آن ۱۰۰ درصدی نیست. مخاطبی که تصور می‌کند با سازمان‌هایی سروکار دارد که درپی کسب درآمد و انتفاع خودشان هستند و به مسائل و مشکلاتش توجهی ندارند، مخاطبی که اطلاعاتش نسبت به دلایل سازمان‌ها ناکافی است و نیاز به اطلاعات لازم، شفاف و دقیق دارد.

این مدرس رشته ارتباطات دانشگاه علامه طباطبایی ادامه می‌دهد: اگر روابط عمومی از منظر یاد شده به مخاطب نگاه کند آن‌وقت تمام تلاشش را صرف این می‌کند که اولاً به همدلی با مخاطب برسد و پس از آن گفت‌وگویی مشفقانه را طراحی و اجرایی کند.

نظر شما